اینجا می‌نویسم...

درس‌هایی از نولان

دوشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۰ ب.ظ

دوتا فیلم از نولان دیده‌م تا حالا: اینسپشن و اینتراستلار؛ و برای ثبت و استفاده در آینده این نکات رو راجع‌به داستان این دو فیلم نوشتم. گفتم شاید مطرح کردنش توی جمع و شنیدن نظر بقیه هم مفید باشه:

نکته‌ی یکم. درس مهمی که داستان‌نویسی نولان به ما می‌ده اینه که پایان داستان، می‌تونه پایان همه چیز نباشه. شاید آخر فیلم روایت تموم بشه، اما امید و ترس، غم و شادی می‌تونه تا بعد از تیتراژ امتداد داشته باشه. با التزام بی‌مورد به تموم کردن همه‌چیز در خط آخر داستان، هپی اندِ آبکی تحویل مخاطب ندیم و بذاریم از تعلیق در مابعدِ داستان لذت ببره. البته دقت کنین که این مسأله با «پایان باز» متفاوته. پایان باز علاوه بر احساسات و عواطف، حتی روایت رو هم ناتموم رها می‌کنه. به این تفاوت ظریف دقت کنین.

نکته‌ی دوم. داستان رو کش ندیم. (البته این مسأله رو با مدلِ «ادب از که آموختی، از بی‌ادبان» از نولان آموختم! :دی) توی این دوتا فیلم، میانه‌های فیلم لحظات ملال‌آور و کش‌داری وجود داره که آدم رو تا مرز انزجار از فیلم پیش می‌بره. به بیان دیگه فکر می‌کنم داستانای جانبی فیلمای نولان، هم‌چگالیِ خط سیر اصلی نیست. اگر کسی، چیزی، اتفاقی، استحقاق بودن در داستان ما رو نداره، بی‌تعارف حذفش کنیم و فرصت گند زدن به اعصاب و حوصله‌ی مخاطب رو ازش بگیریم.

نکته‌ی سوم. تکنیک مهم و کلیدی و خفن: استعاره ایجاد کنیم. به کلمات، اشیا، اتفاقات و ... بار معناییِ اضافه بدیم. بذاریم بعضی ارتباطا رو ذهن مخاطب ایجاد کنه، نه جملات داستان. (فکر می‌کنم نیاز به توضیح اضافه نیست. اگر متوجه منظورم نشدین، فیلما رو ببینین، می‌فهمین.) :)

نکته‌ی چهارم. نولان با مفهوم زمان خوب بلده بازی کنه. توی این دوتا فیلم، یه بار با استفاده از رویا و یه بار به‌کمک نسبیت، از شر «خطی بودن زمان» خلاص می‌شه. زمان رو از یه مفهوم صلب تبدیل می‌کنه به یه مفهوم خمیری و شکل‌پذیر؛ و بعد باهاش مجسمه‌ی خودشو از این زمانِ خمیری می‌سازه. هر چند تکرار نعل‌به‌نعل این تکنیک، اگر بلد نباشیم عوضِ شاه‌کار، فاجعه تولید می‌کنه؛ اما حداقل می‌تونه برای زدن حرکات مشابه، به‌خوبی الهام‌بخش باشه.


+ اگر شماها هم درباره‌ی این موضوع نکته‌ای، حرفی، سخنی دارین، خوشحال می‌شم بشنوم. (یعنی بخونم! :دی)

موافقین ۷ مخالفین ۱ ۹۷/۰۴/۲۵
دکتر سین
نولان اینجا نولان آنجا نولان همه جا انگار زبل خانه :))
بعد جالبه همه توووون هم در مورد اینسپشن نوشتین :)) شما نکته برداریم کردی من 5 دقیقه دیدم حوصله ام نکشید خاموشش کردم :دی
پاسخ:
همه‌مون یعنی من و کیا؟! :دی
خودم دفعه‌ی اول، یک ساعت اولِ اینسپشن رو که دیدم خوابم برد. تا یک ماه جرأت و حوصله‌ی برگشتن بهش رو هم نداشتم. به‌معنای واقعی کلمه - همون‌طور که توی متن پست هم اشاره کردم - انزجار داشتم ازش. اما ارزش زجر کشیدن و تموم کردن رو داره. :) :دی
هنرمندانه‌ترین اثرش در زمینه بازی با زمان، فیلم ممنتو ئه. خیلی خوبه ممنتو ولی نمیشه بیشتر از یه بار دید.
پاسخ:
ممنتو رو ندیدم. می‌ذارمش تو نوبت. :)
حریر :دی یه جا دیگه ام دیدم یادم نیست کجا
بعد یکی از اعضای خانواده گیر داده بود :|||
من حاضر نیستم حتی یک دقیقه دیگه ببینم شکنجه بود :))
من انیمیشن دوست دارم اونم پاندای کنگفوکارطور اصلا خیلی باهاش همذات پنداری دارم :)) 
پاسخ:
از اون هم‌زمانی‌های اتفاقیه. کم پیش میاد، اما طبیعیه! :دی
منم انیمیشن زیاد می‌‎بینم. سرگرمی خوبیه. :)
تمام فوق العاده بودن های نولان یه طرف، موسیقی های هانس زیمر برای این فیلم ها یه طرف! :-)

+بعدی The Prestige باشه لطفا!
پاسخ:
کاملاً موافقم. موسیقیِ جادوییِ زیمر... :)
+ ممنونم. چشم. :)
۲۵ تیر ۹۷ ، ۲۳:۵۳ هالی هیمنه
در مورد نکتۀ دوم واقعاً فکر نمی‌کنم این دوتا فیلم چنین بخش‌های کسل‌کننده‌ای داشته باشه، ولی اگه توی این دوتا فیلم گاهی احساس خستگی کردید، اصلاً سمت آخرین کار نولان ـ یعنی دانکرک ـ نرید که به شدت منزجر کننده‌ست. اصلاً از نظر من یک شکست به تمام معنیه آخرین فیلمش. ولی به هر حال، با این دوتا فیلمش هم کارش تا حالا بهترین بوده ـ لااقل از نظر من. :)
پاسخ:
چه‌قدر نقد و نظر منفی درباره‌ی دانکرک زیاده. حالا بذارید ببینم، نظرمو می‌گم درباره‌ش...
این دوتا فیلم رو همراه خواهر و برادرم دیدم. نکته‌ی دوم چیزی بود که هر سه نفرمون متفق‌القول قبولش داشتیم. شاید به‌خاطر طولانی بودن فیلما باشه. در هر صورت وسطاش نسبت به اول و آخرش (خصوصاً آخرش) برامون خسته‌کننده و کم‌هیجان بود.
۲۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۲۳ آقاگل ‌‌
داشتم فکر می‌کردم توی ممنتو هم باز همین شکست زمان رو ازش استفاده می‌کنه. 
و چیزی که توی بین ستاره‌ای به خصوص به چشم میاد استفاده درست علمه. فیلمای زیادی توی ژانر علمی تخیلی ساخته میشه. ولی معمولاً سهم تخیل خیلی بیشتر از علمه. توی بین ستاره‌ای اما این نیست. سهم علم خیلی پررنگه. و همینه که فیلم رو جذابیت می‌بخشه. حتی توی اینسپشن هم با ردپای علم به خوبی دیده میشه.
پاسخ:
ممنتو هم رفت توی لیست. :)
آره. معلومه که مشاوره‌ی علمی درستی برای فیلم‌نامه وجود داشته.
اینو گفتی، یاد عصر یخبندان پنج افتادم. اونم بیس علمی‌ش قویه! :دی
بازی با زمان توی فیلم‌های نولان عالیه!

چرا با اینسپشن اینطوری حرف می‌زنین؟ من حتی از اینتراستلار بیشتر دوسش دارم.
بخصوص توتم چرخان توی سکانس آخر...
پاسخ:
بله، خیلی عالیه. :)
منم با این موضوع که آخرای فیلمای نولان جبران‌کننده‌ی همه‌ی نقایصش هست، موافقم. پایان‌بندی‌هاش خوبه واقعاً...
۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۳:۲۲ آما رانتــا
اینسپشن و که چهار پنج باری دیدم خیلی باایدش حال کردم
هم خیلی جذاب هم خیلی علمیه
این راه رفتن تو رویا اسمش «لوسید دریمینگ»هستش، یک سری تمرین داره ک میتونی با انجامش اینکار و انجام بدی،اگه خیلی علاقه داری یه سرچ درموردش بکن
اینترستلرم سه چهار بار دیدم
اگه پرستیژ و ندیدی حتما ببین فوق العاده ست اونم،غیرقابل پیش بینی ترین فیلم به نظرم.
پاسخ:
جالبه. چه‌جوری نوشته می‌شه؟ Lucid Dreaming؟
پرستیژ هم رفت توی لیست. ممنونم. :)
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۴:۰۴ مصطفی فتاحی اردکانی
همه اش خوب بود
به غیر از مورد 2 که باهاش مخالفم. به نظر من اگر این حس رو دارید. دوباره فیلم رو با دقت ببینید. هر بار دیدن از این حس رو کمتر می کنه.

دیدن جزیزه شاتر هم پیشنهاد میشه.
پاسخ:
حتماً دوباره خواهم دید. اما شاید چند وقت دیگه.
ممنونم بابت پیشنهاد فیلم. :)
خیلی جالب بود مرسی
پاسخ:
:)
تشریح به اندازه و خوبی بود دست مریزاد.
پاسخ:
تشکر. :)
سریال وست ورد رو هم دیدین دیگه؟ اونم کلا به سبک سیال ذهن پیش میره و معرکه ست.
البته ساخته ی این نولان نیست ساخته ی داداش کوچیکشه D:
پاسخ:
نه وست ورد رو ندیدم. اما داداش نولان رو می‌شناسم. :دی
اگر اشتباه نکنم فیلم‌نامه‌ی اینتراستلار رو با هم نوشته بودن. نه؟
من اون ویژگی کسل کنندگی اینترستلر اینقدر اذیتم کرد که اینسپشن و دانکرک دارن تو لپ تاپ خاک میخورن و من نمیبینمشون هرچند معتقدم فیلم قوی بود و از همه مهمتر همون که تخیل صرف نبود حضور علم توش خودنمایی میکرد:)
چه کامنت تقلید گونه ای شد:/
پاسخ:
اگر واقعاً مرید نولان نباشی، این ملال و خستگی فیلماش ناگزیر اتفاق می‌افته. پیشنهاد می‌کنم هیچ‌وقت هیچ فیلمی رو زورکی نبینین. چون درغیراین‌صورت نه‌تنها هدف اصلی از ساختن اون فیلم برآورده نمی‌شه، بلکه اثر معکوس هم می‌ذاره و تلاش سازنده‌هاش به هدر می‌ره. خیلی راحت، اگر با سلیقه‌تون جور نیست، رهاش کنین. :)
من اون ویژگی کسل کنندگی اینترستلر اینقدر اذیتم کرد که اینسپشن و دانکرک دارن تو لپ تاپ خاک میخورن و من نمیبینمشون هرچند معتقدم فیلم قوی بود و از همه مهمتر همون که تخیل صرف نبود حضور علم توش خودنمایی میکرد:)
چه کامنت تقلید گونه ای شد:/
پاسخ:
:)

نگارش دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی