هدایت به بالای صفحه

ابزار رایگان وبلاگ

بلاگینگ :: اینجا می‌نویسم...

اینجا می‌نویسم...

۲۶ مطلب با موضوع «بلاگینگ» ثبت شده است

غم هجران به‌سویت‌تر از این قسمت کن / کاین همه درد به جان من تنها نرسد...

- سعدی


* این پست هر چند روز یک‌بار تغییر می‌کند و تاریخچه‌ی تغییرات آن هم در آرشیو، غیرقابل دسترسی است!

* آخرین تغییر: یک‌شنبه، ششم اسفند ۹۶

دکتر سین

خیلی وقت بود که علی‌رغم میل باطنی‌م، نمی‌تونستم زیاد به وبلاگم سر بزنم. یه احساس کرخ شدن و به‌هم ریختگی اینجا حس می‌کردم، اما همتم نمی‌شد درستش کنم. تا این‌که از چند روز قبل یا علی گفتم و شروع کردم. سعی کردم به موضوعاتی بپردازم که مدت زیادی ذهنم بهشون مشغول شده بود. شاید در ظاهر زیاد پیچیده نباشن، اما گاهی همین موضوعات ساده وقتی مدت زیادی کنج ذهن خاک بخورن، بزرگ‌تر از چیزی که هستن، جلوه می‌کنن. به هر حال؛ کار رو به سه بخش تقسیم کردم: 

فاز اول که سبک‌ترین بخش کار بود به سپارش‌نامه اختصاص داشت: کمی مرتب‌سازی و اضافه کردن بخش بازی‌ها. به‌علاوه‌ی این که فیلم، کتاب و بازی‌هایی رو هم که توی صف، نفرات (!) بعدی هستن، بالای هر لیست اضافه کردم.

فاز دوم مربوط می‌شد به آرشیو ختم قرآن که تا قبل از ماه رمضون امسال نسبتاً به‌روز بود. اما بعدش کلی عقب افتاد. اونم مرتبش کردم و الان دیگه به‌روز شده. آرشیو ختم قرآن منوی مستقل نداره و فقط از طریق لینکی که توی منوی ختم قرآن هست، می‌شه بهش دسترسی داشت. (ختم قرآن رو هم ان‌شاءالله به‌زودی پی خواهیم گرفت...)

فاز سوم ایجاد لیست طبقه‌بندی موضوعی بود. واقعیت اینه که من به‌اشتباه از «کلمات کلیدی» داشتم به‌جای «موضوع» استفاده می‌کردم که دیگه الان درست شد.

یه سری هم به وبلاگایی که دنبال می‌کردم زدم. دو نفر به لیست دنبال‌شوندگان اضافه و دو نفر از این لیست حذف شدن...

طی انجام این عملیات، مجبور شدم تقریباً یه دور وبلاگم رو مرور کنم که باعث شد چند نکته به ذهنم برسه:

اولین و مهم‌ترین نکته: می‌دونم که این معنا رو پیش‌تر بارها به اشکال مختلف اینجا گفته‌م، اما بازم تکرار می‌کنم که نوشتن معجزه می‌کنه. درست عین آیینه‌ای که جلوی صورت گرفته شده باشه، همه چیز رو به خود آدم نشون می‌ده. تغییراتی رو در «خود» می‌شه دید که جز با این روش قابل دیدن نیستن. حقیقتاً اگه فقط یک دلیل برای ادامه‌ی وبلاگ‌نویسی داشته باشم، همینه...

دوم این که اگه قراره تصویر، صوت یا ویدئویی توی وبلاگ بذارین، اول توی صندوق بیان آپلود کنین و از اون استفاده کنین. چون در غیر این‌صورت بعد از مدتی همه‌شون می‌پرن!

سوم این که به شماها هم توصیه می‌کنم اگه تونستین حتماً مطالب وبلاگتون رو چند وقت یه‌بار به بهانه‌ی جمع‌بندی و طبقه‌بندی، مرور کنین. خوندن کامنتای قدیمی خیلی بهم انرژی و انگیزه داد برای ادامه. :)

فعلاً همین... :)

۱۲ دیدگاه موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۶ ، ۱۲:۲۴
دکتر سین

این که بیان لطف کرده (بی‌تعارف) و برای مخاطباش ارزش قائل شده و رده‌بندی وبلاگ‌های برتر سال گذشته رو بر اساس آمار منتشر کرده و ما باید قدردان باشیم؛ یه بحثه. این که باید تا چه حد تحت تأثیر این رده‌بندیِ «الکن» قرار بگیریم و بنا به مرتبه‌ای که اونجا داریم، احساس افتخار/افسوس بهمون دست بده؛ یه بحث دیگه‌ست.

خیلی سطحی‌نگرانه و ساده‌انگارانه‌ست اگر ارزش عمل والایی مثل «قلم زدن» رو بخوایم با شمارش تعداد کلیک‌ها بسنجیم. به‌شخصه بلاگرای توانمند زیادی رو سراغ دارم که تعداد مخاطبانشون از انگشتان یک دست کم‌تره، اما قلمشون استوار و مقتدر و در عین حال لطیف و گیراست؛ و از طرفی هم چه زیادن وبلاگ‌هایی که دقیقاً در انتهای دیگه‌ی این طیف قرار دارن...

سهراب چه درست گفت: چشم‌ها را باید شست؛ «جور دیگر» باید دید...

۸ دیدگاه موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۵۵
دکتر سین

در همه‌ی جوامع، آدم "خز" وجود دارد: در میان دانشجویان، مسئولان، کارمندان، کارگران، هنرمندان، نامزدهای انتخابات (!)، در تاکسی، در نانوایی، در آپارتمان، در پارک، در سالن سینما، در صف عابربانک، در دامن طبیعت، در سالن مطالعه، در خوابگاه و ... بله! در بلاگستان.

در وبلاگ‌نویسی خزها رفتارهای خاصی از خود بروز می‌دهند، مانند:

۱. پخش آهنگ پس‌زمینه، خصوصاً اگر از خوانندگان دو ریالی (!) باشد؛

۲. قلب، حباب، گل و سایر چیزهای شناور، خصوصاً آن‌هایی که در برخورد با ماوس پوینتر متلاشی می‌شوند و محتویاتشان در فضا پخش می‌گردد؛

۳. پست ثابت با مضمونِ عمیق و تامل‌برانگیزِ "لایک و کامنت فراموش نشود!"

۴. استفاده از رنگ‌های بنفش، سبز مغز پسته‌ای، قرمز و زرد به‌عنوان رنگ قلم، خصوصاً اگر پس‌زمینه مشکی باشد؛

۵. پست‌هایی با مضمونِ طرفداری از بازیگران سریال‌های کره‌ای یا ترکیه‌ای؛

۶. وبلاگ‌های تبلیغاتی با آدرس‌های مسروقه؛

۷. رکیک‌نویسانِ دهن-بوی-شیر-بده!

و غیره.

با این‌که تمام موارد فوق به معنای واقعی کلمه، خز و ضایع هستند، اما - الحق - هیچ‌کدام به پای کسانی که مطالب یک نفر را تمام و کمال با نام خود کپی می‌کنند، نمی‌رسند. می‌رسند؟!

۱۲ دیدگاه موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۶ ، ۰۶:۱۲
دکتر سین

بشنوید...

+ توضیح: در راستای فراخوانِ #سازت_را_با_بهار_کوک_کن، من پستِ برسد به دست بهار رو نوشته بودم...

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۶ ، ۰۷:۰۳
دکتر سین

اولندش که تولد منه بیست و پنجم. بدویین اگر کادویی کیکی چیزی می‌خواین بخرین، بخرین؛ به هیچ وجه من الوجوه، نمی‌دونستم و پول نداشتم و اینا هم پذیرفته نیست. ضمن این که ارزش مادی هدیه‌ها هم خیلی مهمه. گفتم که در جریان باشین. :دی

دومندش: جونم براتون بگه که توی رادیو بلاگی‌ها قرار بر این شده که عید نوروز رو به کمک شما دوستان و عزیزان جشن بگیریم و ویژه‌برنامه‌ی سال تحویل رو با مشارکت شماها تولید بکنیم. شما به دو شکل می‌تونین به ماها کمک کنین: نوشتن یک پست با عنوان «سازت رو با بهار کوک کن» و یا «تقلید صدا». تا بیست و پنجم وقت دارین که برای ما بفرستین آثار ارزشمندتون رو. اطلاعات بیشتر راجع‌به کمّ و کیف شیوه‌ی مشارکت مخاطبا هم مبسوط اینجا توضیح داده شده. خلاصه که هر چی احساس، انرژی مثبت، نمک، ذوق هنری، استعداد و امثلهم دارین، خریداریم... ^_^


۵ دیدگاه موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۱۹
دکتر سین

نشستیم داریم تلویزیون می‌بینیم. یهو می‌گه: این سه‌تا در آینده زوج هنری خوبی می‌شنا!! نه؟! :||

.

.

.

همین دیگه. حرفی ندارم فی‌الواقع...


+1: یعنی دچار چنان انسداد وبلاگی‌ای شدم که هیچ محلول لوله‌بازکنی نمی‌تونه بشوره ببره!! [:دی] علی‌الحساب همین بچه‌پُست رو داشته باشین، تا یخم کم‌کم وا شه! :دی

+2: کیا تا حالا دچار انسداد وبلاگی شدن؟ تعریف کنن بینیم! :))

تبصره‌ی +2: کیه که نشده باشه؟!!

+3: کامنت‌دونی پست قبل قرار بود بسته باشه. ببخشید که جواب نمی‌دم؛ جوابی هم ندارم فی‌الواقع، جز همین :( ... و سپاس. [گُل]

۹ دیدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۴۸
دکتر سین

وقتی رفتن یه نفر این‌قدر به چشم میاد، یعنی جای اون یه نفر تو قلب بقیه بوده...



طرح بالا، یه هدیه‌ی سفارشی بود که پارسال به «مَتَر» تقدیم شده بود...

+ِ بی‌ربط: عمر این طرح در هنگام نگارش این پست، یک سال و دو ماه و سه هفته و یک روز و سیزده ساعت و چهل و چند دقیقه است!!

+ِ باربط: امیدوارم همیشه حالت خوب باشه. قدر قلب مهربونتو بدون رفیق! :)

۹ دیدگاه موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۵ ، ۰۷:۴۶
دکتر سین

هی من نمی‌خوام کاری به کار این آمار بلاگ داشتم باشم، هی خودش تنش می‌خاره!

+ احتمالاً اونایی رو هم که نیت می‌کنن بیان اینجا شمرده...!!! خخخخ

۸ دیدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۵ ، ۰۷:۴۲
دکتر سین

ما بلاگرا همه‌ی مطالب و همه‌ی بخشای وبلاگمون رو دوست داریم و همه‌شون مثل بچه‌های ما هستن. اما مطمئناً یه بخش از این بخش‌ها رو بیش‌تر می‌پسندیم! من خودم اینجا یه مدت برای شهرم چندتا پست‌ نوشتم که با تگ شاهرود می‌تونین پیداشون کنین. در کنار همه‌ی بخش‌های دیگه‌ی «اینجا می‌نویسم»، این چندتا پست برام شیرینی دیگه‌ای داشت و داره... :)

+ من شما رو هم دعوت می‌کنم یه پست بنویسین با عنوان #سوگلی_آرشیو_من و یه برش از قسمتای دلنشین و شیرین آرشیو وبلاگتون رو معرفی کنین؛ حتی‌الامکان شیرین‌ترینشو! حالا می‌خواد یه دونه پست باشه یا یه مجموعه پست! :)

+ امیدوارم بتونم این سری پست‌های شاهرود رو ادامه بدم! :)

+ بروبچه‌های رادیوبلاگیها می‌دونن که چی شد امروز من این پست رو گذاشتم...! ;)

۸ دیدگاه موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۵۷
دکتر سین