اینجا می‌نویسم...

۷۰ مطلب با موضوع «یادداشت» ثبت شده است

- به‌نام خداوند بخشندهٔ مهربان

و چون او را نوبت «تصمیم» فرارسید، تعلل نمود (۲۰) و از پی ملعبت دوان شد (۲۱) و [تصمیم را] فروهشت، مبادا [او را] صدمه‌ای دررسد (۲۲) و در این کار اصرار و افراط نمود، تا آنجا که زخم‌های بازی بر جراحات تصمیمِ ناگرفته فزونی یافت (۲۳) [ولی] باز از تصمیم گریزان بود (۲۴) و این تعلل که در کار خویش رواداشت، نه از مشاهدت، که از مهابتی بود که مشاهدت بر جان وی داشت (۲۵) چه، آن‌چه دید پرمهابت نبود، [بل] آن تصویر که بر جان وی نقش بست، پرمهابت نمود (۲۶) و چه جای شگفتی، بسا آدمی سایه‌ای جنبان بر دیوار بیند و توحش بر وی غالب آید (۲۷) که درنده‌ای قصد او کرده، یا راه‌زنی بر جان و زر وی طمع دوخته (۲۸) حال آن‌که سایه ازآنِ پاره کرباسی‌ست که باد بر سر شاخه‌ای بجنباند (۲۹) چنین بود حال وی و رقص پاره کرباسی بر نی، که او را بر وقوف و قعود واداشت (۳۰)

- راست گفت؟ خدا داند...

۸ دیدگاه موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۷ ، ۱۰:۰۶
دکتر سین

- اول دو بند خوشحال بنویسم:


یک. یه تشکر صمیمانه بکنم همین اول پستی از همهٔ کسایی که توی این چند وقت اخیر دارن منت سرم می‌ذارن و داستانمو می‌خونن. ممنونم از کامنت‌ها و لا‌یک‌هاتون. به قول فرنگیا: دیس مینز اِ لات تو می! :) اگر برسم و تایپ قسمت بعدی رو تموم کنم، مرواریدِ سوم رو فردا منتشر می‌کنم. اگرم نشد، ان‌شاءالله به حول و قوهٔ الهی اگر عمری بود، باقی داستان رو از اول مهر خواهم نوشت. علی‌الحساب چند روز می‌رم مرخصی. :)


دو. وبلاگم ۱۱۱۱ روزه شد. شیشِ شیش تولد سه‌سالگی‌ش بود. یادم رفت جشن بگیرم! حالا ایشالا سال بعد، تولد چار سالگی‌ش جبران می‌کنم؛ به شرط بقا. :)


- حالا دو بند غمگین:


سه. محرم اومد. حال عجیبی دارم. خستگی این روزا و این سالا تو جونم مونده. احساس می‌کنم بی‌آبروتر و روسیاه‌تر از اونی هستم که ... اما نه! بازم کَرَم آقا دل سیاهمو به طمع می‌ندازه که امسالم ناامید نباشم... خیلی پُرروام! نه؟! -_-


چهار. از بعد از ظهر دلم آشوبه. از جلوی مغازهٔ لوازم‌التحریری محل رد می‌شدم. صاحبش جوون خوش‌مشربیه. اما امروز عوض این‌که لبخند خودشو ببینم، یه بنر دیدم که روی در مغازه‌ش زده بودن. عکس خودش بود. زیرش نوشته بود: «رفقا حلالم کنید.» می‌گن با ماشین رفته ته دره.

از بعد از ظهر دلم آشوبه. به چیِ این دنیا می‌شه دل بست آخه؟! روحش شاد... -_-


+ این روزا اگر اشکتون جاری شد، منم دعا کنین...

۱۰ دیدگاه موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۳۴
دکتر سین
۴ دیدگاه موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۵۱
دکتر سین
۵ دیدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۰۵
دکتر سین
۳ دیدگاه موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۰۶
دکتر سین
۴ دیدگاه موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۱۵
دکتر سین
۴ دیدگاه موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۱۳
دکتر سین
۵ دیدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۲۵
دکتر سین
۱ دیدگاه موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۲۳
دکتر سین
۸ دیدگاه موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۳۹
دکتر سین