هدایت به بالای صفحه

ابزار رایگان وبلاگ

چند عدد پراکنده‌نوشت‌، به‌انضمام یک «دعوت‌نامه» :: اینجا می‌نویسم...

اینجا می‌نویسم...

۱. به میمنت و مبارکی یک دونه‌ موی سفید دیگه کشف کردم؛ یه هوا بالاتر از گیج‌گاه راست. شوخی شوخی داریم پیر می‌شیما...

۲. یه استاد داشتیم می‌گفت آدما دو مدلن: batch و online. آدمای batch همیشه یه کوهی از کارای تلنبار شده دارن؛ آدمای online هر کاری رو درست سر موقع خودش انجام می‌دن. من الان مرزهای batch بودن رو به شکلی درنوردیدم که تقسیم‌بندی مذکور به این شکل تغییر پیدا کرده: دسته‌ی اول: onlineها، دسته‌ی دوم: batchها و دسته‌ی سوم: دکتر سین!

۳. امروز شدیداً دلم هوای دخترمو کرده! نمی‌شه آدم زن نگیره، بچه‌دار بشه؟! مثلاً با یه ساز و کاری تو مایه‌های قلمه زدن ازدیاد بشیم!!

۴. آقا! به این ماس‌ماسکای جلوی ماشین که به‌شکل لولایی بالا-پایین می‌ره، جلوی آفتابو می‌گیره که نخوره تو چشامون، سمت راننده پشتش یه جا داره برای مدارک، سمت شاگرد پشتش آیینه داره، چی می‌گن؟! امروز کلی فکر کردم یادم نیومد! از بابامم پرسیدم، اونم کلی فکر کرد یادش نیومد! عجیبه‌ها! :|

۵. در راستای این سؤال؛ ما یه پسر همسایه داریم که ماشالا هزار ماشالا خیلی شیرینه و اردی‌بهشت که بیاد دو سالش می‌شه. اما هنوز درست حسابی زبون باز نکرده. امروز هویجوری شوخی شوخی بهش گفتم نیت کنه و براش فال گرفتم، حافظ گفت: الا ای طوطی گویای اسرار / مبادا خالی‌ات شکر ز منقار. و بعد از ظهرش چند کلمه رو دست و پا شکسته ادا کرد! O_o

۶. و اما دعوت‌نامه: می‌گن آدم وقتی یه کاری رو می‌خواد بکنه، اگه به چند نفر دیگه اعلام بکنه، انگیزه‌ش بیشتر می‌شه. من همینجا اعلام می‌کنم توی عید می‌خوام سه‌تا کتاب بخونم: نمایش‌نامه‌ی مرگ فروشنده‌ی آرتور میلر، رمان خشم و هیاهوی ویلیام فاکنر و رمان عقاید یک دلقکِ هاینریش بُل. باشد که توفیق بیابیم! [:دی] شما رو هم دعوت می‌کنم که بگید عید چه کتابایی رو می‌خواید بخونین و از دیگران هم بخواید که بگن. باشد که مسبب #موج_کتاب‌خوانی_عید در بلاگستان شویم! :))

به احتمال قوی کتابهای دانشگاه 
یعنی اگر بخونم فقط همونا :/ 
پاسخ:
اونا که تو الویتن. اما مطالعه‌ی آزاد هم نباید فراموش بشه. :)
کی شیرینی بخوریم خب؟:||
قلمه؟نه نه نه:دی فقط پیوند جواب میده البته کشت بافت هم هست هزینش زیاده اخلاقیم نیست:دی
منم یادم نیومد ماسماسکه چیه:/تازه به یه سوال دیگم رسیدم شما میدونید جواب بدید:/گاز توی لوله های گاز ازکجا میاد؟چجوری تولید میشه وچجوری پخش میشه تو شهر:/
:دی مرسی بابت دعوت نامه..من فردا میخوام یه دعوت نامه بدم وبم
من تو عید کتابای درسیمو باید بخونم..یه هفته است زدم زیره همه چی:/
پاسخ:
پنجاه درصد من حله. باید یکی رو پیدا کنم پنجاه درصد اونم حل باشه! :دی
نه دیگه. اخلاقی باشه. زودم جواب بده. :دی
O_o گاز از تو چاه میاد دیگه!!
خواهش می‌کنم. منتظریم... :)
بخون. اونا مهم‌ترن. 
1- موها شوخی شوخی سفید میشن ما جدی جدی پیر میشیم! این رسمش نیست :|

3- متاسفانه راهی نیست. مگه اینکه مثل خانم ها روی لپتاپ و گوشیت اسم بذاری مثلا لپتاپت رو مینا صدا بزنی. و بهش بگی دخترم. راه دیگه ای به ذهنم نمیرسه.
 
4-آفتابگیر دیگه. آفتابگیر. چی میخوای بگن؟ مثلا بگن بارونی؟ یا مدارک نگه دار؟ :دی

5-حافظه دیگه نمیشه کاریش کرد!

6- من قول نمیدم ولی اگه وقت کنم دوست دارم کتاب بخونم. 
و اینکه عقاید یک دلقک کتاب خوبی نیست.(اصلا نمیدونم چرا میگن کتاب خوبیه!) به نظرم نخونیش بهتره. :))

پاسخ:
۱. هعی روزگار... 😑
۳. ترجیح می‌دم به همون راه‌های تخیلی و فانتزی خودم فکر کنم! :|
۴. 🤔
۵. خیلی بلاست ورپریده! :دی
۶. الان شروعش کردم. اولاش که  خیلی و خاص فوق‌العاده نبوده...
۲۷ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۵۷ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
قلمه زدن؟؟؟ برای ازدیاد:)))
شبیه جواب مامان باباهاس به چجوری دنیا اومدن بچه ها، مثلا بگیم لک لک ها واست یه دختر بیارن؟؟؟!!:)))
پاسخ:
یعنی اگه بگیم میارن؟!! :دی
1. دوستش داشته باشید :) 

2. شما یه پلاگین هستید به اسم batch render :))

3. تقسیم میتوز مثلا :| البته بچه تون میشه همسن خودتون مثلا، و پسر :|

4. سان وایزر sun visor. همون آفتابگیر میگن ولی معمولا.

5. ای شیطون! [لپ حضرت حافظ را میکشد]

6. آقا منم هستم :| صدساله قراره چندتا کتابو بخونم، هی نمی شه. باشد که اینبار بشه 
پاسخ:
۱. چشم. :)
۲. من یه چیم؟! :دی
۳. چه وحشتناک! :|
۴. سان‌شیلد هم می‌گن...
۵. :دی
۶. احسنتم. می‌شه ایشالا این بار... :)
1. دکتر جان نشمار موهارو بیشتر میشه ها :|
6. خدا کند که ما بتونیم کتابای قطور درسی رو بخونیم که استادا مشق عید دادن :))) پر توقع شدن چرا اخه
پاسخ:
۱. به شمردن نیست که. به هر حال سفید می‌شه...
۶. مشق عید؟! خخخخ
۲۸ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۳۴ مرتضی خیری
چون آقاگل گقت منم میگم.
به نظرم کتاب عقاید دلقک رو نخونی، بهتر باشه.
کتاب بدی نیست اما صرفا اگه کتاب خوب دیگه ای ندارین بخونینش :)
پاسخ:
خودمم حس می‌کنم - حداقل تا اینجاش - خیلی دلچسب نبوده.
۲۸ اسفند ۹۵ ، ۰۲:۵۳ نفس نقره ای
آمم خب من طاعون رو تموم میکنم و کتابِ دو جلدی وضعیتِ آخر از تامس ای هریس :)) باشد که تنبلی ننماییده ضایع نشویم :دی
پاسخ:
ایشالا می‌خونی. :)
اگه خوب بود بگو منم بخونم...
آقا منم با قلمه زدن به شدت موافقم، خیلی خیلی :))
پاسخ:
اصن خیلی خوب می‌شه اگه بشه! :دی
۲۸ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۵۲ یاسمین پرنده ی سفید
موی سفید و بچ رو که منم زیاد دارم :))))
موی سفید مال مشغولیات فکریِ زیاده... من تو همین چند ماه که ذهنم درگیر پایان نامه اس، موهای سفیدم دوبرابر شد یهو

در مورد حافظ... از این بازیای شیرین زیاد داره. واسه همینه دوسش دارم :)))

در مورد اون لولایی من از دوستان مشغول در صنعت خودرو پرسیدم. متفق القول گفتن بهش میگن سایبون

در مورد کتاب:
پیمان پنجم رو تموم میکنم
ملت عشق
ساعت ساز نابینا
و احتمالا: مردانه بازی کن زنانه پیروز باش...
البته خیلی کتابای دیگه هم هست اما اینا کم حجمترن که بتونم از عهده اش بربیام
پاسخ:
پایان‌نامه خیلی موجود رو اعصابیه لامصب. ایشالا زودتر تموم بشه.
حافظ خیلی خوبه؛ خیلیا... :)
اسم هیچ‌کدوم از کتابا رو نشنیدم. خوبن؟
بخون. تو می‌تونی... :دی
یعنی شما عید وقت دارید برای کتاب خوندن اونم سه تا
پاسخ:
یه دونه‌ش تموم شد. دومیش رو هم اوایلشو خوندم... :)
۲۸ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۱۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
ان شاالله قراره کلی کتاب بخونم:)
پاسخ:
موفق باشی. :)
۰۲ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۰۱ یاسمین پرنده ی سفید
پیمان پنجم ادامه ی "چهارمیثاق" ه. و برای من... چهارمیثاق بهترین کتابی بود که تو تمام عمرم خوندم... چون خیلی بهم کمک کرد به آدمی که همیشه دلم میخواست باشم نزدیک تر بشم.
از بین کتابای دیگه ای که گفتم تعریف ملت عشق رو از چند نفر شنیدم و خودمم از دیروز شروع به خوندنش کردم. به نظرم جالبه.
پاسخ:
خیلی خیلی متشکرم بابت معرفی کتابا. ایشالا برسم بخونمشون! ^_^
۰۲ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۰۹ یاسمین پرنده ی سفید
پیمان پنجم ادامه ی "چهارمیثاق" ه. و برای من... چهارمیثاق بهترین کتابی بود که تو تمام عمرم خوندم... چون خیلی بهم کمک کرد به آدمی که همیشه دلم میخواست باشم نزدیک تر بشم.
از بین کتابای دیگه ای که گفتم تعریف ملت عشق رو از چند نفر شنیدم و خودمم از دیروز شروع به خوندنش کردم. به نظرم جالبه.
پاسخ:
ر.ک. کامنت قبل! :دی
۰۳ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۳۳ الف_لام _ناز :)
اتفاقا ماهم یه نذر فرهنگی کردیم برای ایام تعطیلات ..
500 صفحه کتاب به نیستِ فرج امام زمان (عج) ..بیش از 100 نفر ..
باشد شماهم حاجت روا بشید ان شاالله !
پاسخ:
چه نذر خوبی. ^_^
همچنین. :)
والا چون راجع به حافظ بود دلم نیومد اینو نگم ولی خب معمولا دفعه اولی که به بلاگ کسی رسیدم کامنت نمیذارم🙏🏻
من یه بار پیرو بحثی که تو کلاس ادبیاتمون داشتیم راجع به شیعه یا سنی بودن حافظ شروع کرده بودم سرچ زدن و نظرات کاملا مخالف همو میخوندم و بیت هایی که در اثبات یا رد این نظریه ها بود (مثلا یکیش عبارت "چهار تکبیر" که حافظ تو یکی از غزل هاش اورده و این متعلق به سنی هاست و شیعه ها مثل این که پنج تاشو دارن🤔 یا هرچی که الان یادم نیست" بعد یکی از کسایی که میگفت حافظ شیعه است نوشته بود که هر وقت ین بحث ها مطرح میشه کتاب خود حضرتو باز کنید یه جواب دندان شکن بهتون میده
منم کنجکاو بدون اطمینان به حرفش گفتم ببینم برای من چی میگه، با این که خیلی گذشته اما تصویر اون لحظه ای که کتابو باز کردم و بیت " کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل / بگو بسوز که مهدی جان پناه رسید" از جلو چشمام نمیره.
البته بازم من تعبیر و تفسیر این غزل رو که میخونم میبینم نوشته حافظ شیعه نبوده و فقط قبول داشته حضرت مهدی رو ولی خب به من که اینجوری جواب داد. در ثانی الان اصلا مثل اون موقع ها برام اهمیتی نداره سنی/شیعه بودنش 😂
پاسخ:
حافظ  - هر چی که هست - به‌شدت با نیت آدم هماهنگی داره... :)
من من من، می خوام توی این دعوتنامه شرکت کنممم، یه حرکت بزنم و حداکثر سه تا حداقل دوتا و نصفی کتاب توی این دو هفته که فقط چند روز ازش مونده بخونم! 
.
.
می دونم، فقط یک آرزو بود نه واقع گرایی. اما قول یکیش رو حتما می دم! 
مرسی از دعوتنامه. راستی سلام. 
پاسخ:
سلام. خیلی خوبه. ایشالا موفق باشین. :)
خواهش می‌کنم. :)

نگارش دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی