هدایت به بالای صفحه

ابزار رایگان وبلاگ

حافظ از کجا از دل ما خبر داره؟! :: اینجا می‌نویسم...

اینجا می‌نویسم...

حافظ از کجا از دل ما خبر داره؟!

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۴۳ ب.ظ
فال حافظ گرفتم. این غزل اومد.
رهنمود فال رو خوندم؛ گفته بود: آیا ظواهر امر و هم‌صدایی با جامعه را بر تکامل روحی و انسانی خود ترجیح می‌دهید؟!
و کف کردم...

+ به تفأل به دیوان حافظ اعتقاد دارین؟
خیلی. 
البته نه اینایی که خودشون تهشون یه چیزایی نوشته.
خودم شعر رو میخونم و تفسیر میکنم.
تقریبا همیشه هم درست از آب دراومده.
پاسخ:
اصلاً یه جور ناجوری با نیت آدم هم‌خونی داره! :)
۰۸ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۰۳ •✿ آرورا ✿•
من اعتقاد  دارم ولی به اون چند تا خطی که زیر غزل می نویسن به هیچ وجه ...
پاسخ:
منم بیشتر منظورم خود غزل بود.
به من که همیشه میگه حالو ای موقع وقت فال گرفتنه؟
بعد که با کلی عشوه یه شعر میذاره جلوم، هی میگه صبر داشته باش، آروم باش، خودش درست میشه. دیگه چه خبر؟ خانم بچه ها خوبن؟

+ کفتون مستدام :)

پاسخ:
خسته‌ست! می‌فهمی؟ خسته! :))
سلام برسون! :)
+ دعا بود یا نفرین؟! :دی
۰۸ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۲۰ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
بلی بلی اعتقاد داریم :)))
پاسخ:
:))
حافظ اساسا به روح اعتقادی نداره! بخصوص اگه توی جمع باشی. حواست باشه خلاصه.  :)
.
و اینکه خود حافظ میگه زدم این فال و گذشت اختر و کار و ...
بر همین اساس فال زدن درست تره تا فال گرفتن. 
و اینکه عجب غزلی هم اومده بود. :)

پاسخ:
معلومه سینه‌سوخته‌ایا! مگه حافظ بهت چی گفته تو جمع؟! خخخخ
هم فال زدن درسته و هم فال گرفتن و هم فال دیدن. هیچ کدوم هم بر دیگری ترجیح خاصی نداره. اینجا رو ببین.
:)
گاهی که حالم گرفته باشه فال گرفتم متناسب با حالم بود اکثرا
نمیشه برای ما هم بگیرید :)
پاسخ:
:)
به نیت شما فال گرفتم، این غزل اومد:
مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق / گرت مدام میسر شود زهی توفیق
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است / هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم / که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت / که در کمینگه عمرند قاطعان طریق
بیا که توبه ز لعل نگار و خنده جام / حکایتیست که عقلش نمی‌کند تصدیق
اگر چه موی میانت به چون منی نرسد / خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق
حلاوتی که تو را در چه زنخدان است / به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق
اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب / که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق
به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام / ببین که تا به چه حدم همی‌کند تحمیق
۰۸ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۵ مرتضی خیری
من اعتقاد نداشتم اما شب یلدای امسال، دقیقا چیزی که میخواستم اومد واسم.
فک کنم تردستی میکنه.
تو هر شعرش راجع به هر موضوعی یه چیزی مینویسه. به هر حال یکیش به پست تو میخوره دیگه. نه؟
پاسخ:
من به‌شخصه خیلی خیلی زیاد با مواردی که فال با حال جور در بیاد برخورد کردم. اون قدر که نمی‌تونم به سادگی قبول کنم که فال حافظ درست نیست...
کار سختیه فال حافظ  گرفتن به نظرم....اما خیلی درسته در عین حال...
پاسخ:
بعضی مواقع از خیلی درست هم درست‌تره! :)
قبلاً توی بلاگفا یه پستی راجع به همین فال داشتم (که اگه پارسال نترکیده بود الان لینکش رو برات می‌ذاشتم) که خلاصه‌اش این بود که هر دفعه من فال حافظ گرفتم دقیقاً برعکسش اتفاق افتاده! نمی‌دونم حافظ چرا با من لجه :))
پاسخ:
خب شاید دیوان حافظتون خرابه! :دی
۰۹ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۵۹ نفس نقره ای
من حرف سعدیو بیشتر میفهمم راستش :))
پاسخ:
باشه. :)))
مساله این‌جاست که یه بارش رو اون مرغ عشق توی حافظیه برام فال برداشت :))
پاسخ:
من دیگه صوبتی ندارم! :دی

نگارش دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی