هدایت به بالای صفحه

ابزار رایگان وبلاگ

قدری تأمل لطفاً... :: اینجا می‌نویسم...

اینجا می‌نویسم...

قدری تأمل لطفاً...

يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۵۳ ق.ظ

یکم. بیاین فرض کنیم شما(ی نوعی) آدم معتقدی هستین. تصور کنین برای نماز خوندن رفتید مسجد. وقتی وارد می‌شید می‌بینین که یه گربه اومده توی مسجد و زایمان کرده و همه‌جا رو به‌معنای واقعی کلمه به گند کشیده. چی کارش می‌کنید؟!

دوم. بیاین فرض کنیم شما(ی نوعی) آدم متدینی هستین. تصور کنین یک ظرف آب - و فقط یک ظرف آب - برای وضو گرفتن دارین. همین که می‌خواین شروع کنین به وضو گرفتن، یه گربه‌ی تشنه میاد کنارتون می‌شینه. بهش آب می‌دین یا نه؟! و اگر اون گربه به آب وضوی شما دهن بزنه، تکلیف چیه؟! لابد تیمم می‌کنید؛ نه؟

سوم. بیاین فرض کنیم شما(ی نوعی) آدم نوع‌دوستی هستین. یعنی هر جا انسانی رو در مخمصه می‌بینید، شتابان و با تمام توان به کمکش می‌رین. مثلاً اگه یه بچه‌ی فقیر رو ببینین که تو زمستون وسط خیابون داره از سرما به خودش می‌لرزه، حتماً کاپشن یا پالتوتون رو از تن در میارین و بهش می‌دین و حتی شاید ببرینش خونه و با سوپ داغ ازش پذیرایی کنین. حالا تصور کنین اون بچه‌ی فقیر، یه بچه گربه باشه. چی کار می‌کنین؟! به اونم کمک می‌کنین؟ یا این که یه «حیوون» ارزش وقت گذاشتن رو نداره؟!

چهارم. بیاین فرض کنیم شما(ی نوعی) آدم دل‌رحمی هستین. وقتی یه آدم مظلوم رو می‌بینین، مثلاً وقتی می‌بینین که بودایی‌ها مسلمونا رو چه‌طور می‌کشن و می‌سوزونن، [به حق] خیلی متأثر می‌شید. حالا فرض کنید به‌جای آدمیزاد، با یه گربه همون‌طور ددمنشانه رفتار بشه و شکنجه‌ش بدن. هنوز هم دل شما می‌لرزه یا نه؟!


*****


یکم. روایت داریم که همین اتفاق در زمان پیامبر (ص) هم رخ داد. اصحاب خواستن گربه و بچه‌ش رو از مسجد بندازن بیرون و مسجد رو تمیز کنن. پیامبر (ص) نه تنها اون‌ها رو از این کار منع کرد؛ بلکه چند نفر رو هم مأمور رسیدگی به اون‌ها و تأمین نیازهاشون کرد.

دوم. حضرت علی (ع) روایت می‌کنه که: یک روز پیامبر (ص) خواست در چنین شرایطی وضو بگیره. وقتی گربه رو دید ظرفش رو کج کرد تا گربه از آب بخوره و سیراب بشه. گربه که رفت، پیامبر با باقی مونده‌ی اون آب وضوش رو گرفت.

سوم. این مورد رو خلاصه نمی‌کنم. کپی، پیست:

شخصی، یکی از نیکان را که از دنیا رفته بود، در خواب دید و از او احوال‌پرسی کرد. گفت: وقتی مرا در برابر عدل پروردگار قرار دادند به من خطاب شد: آیا می‌دانی چه باعث شد که تو را آمرزیدم؟ گفتم: برای عمل صالح! خطاب شد: نه. گفتم: برای اخلاص من! خطاب شد: نه. هر چه گفتم، جواب منفی بود. عرض کردم: خدای من! پس چه چیز موجب آمرزش من شد؟ خطاب رسید: آیا به یاد داری روزی در یکی از کوچه های بغداد عبور می کردی و دیدی که سرمای شدید، گربه‌ی کوچکی را ناتوان کرده و او به دیوارها پناهنده شده است؛ پس به او مهربانی کردی و او را به خانه آوردی و از سرما حفظ کردی؟ گفتم: به یاد دارم. خطاب شد: چون به آن گربه مهربانی کردی، مشمول رحمت خداوند شدی.

چهارم. از پیامبر (ص) نقل شده که: در شب معراج بر آتش دوزخ گذر کردم. زنی را در حال عذاب دیدم. از علت عذاب او پرسیدم. گفته شد این زن گربه‌ای را بسته بود و به او آب و غذا نمی‌داد. حتی اجازه‌ی استفاده از خش و خاشاک زمین رو هم به این حیوون زبون بسته نمی‌داده تا جایی که گربه به هلاکت رسید. خدا هم برای این عملش تا ابد در جهنم نگهش می‌داره.


+ گاندی می‌گه: میزان عظمت و فضائل یک ملت رو می‌شه در طرز رفتار و برخورد اون‌ها با حیوونا سنجید...

+ برای این لیست می‌شه پنجم، ششم، هفتم و ... رو هم نوشت. می‌شه گفت فرض کنیم شما(ی نوعی) آدم تمیز و پاکیزه‌ای هستین، شما(ی نوعی) آدم صبوری هستین، شما(ی نوعی) آدم متشخصی هستی و ... اما همین مقدار برای تلنگر و تنبه به نظرم کفایت می‌کنه. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است...

+ بر خلاف روند معمول، نگارش دیدگاه‌ها بسته است!!