هدایت به بالای صفحه

ابزار رایگان وبلاگ

همون حسی که می‌خوامه... :: اینجا می‌نویسم...

اینجا می‌نویسم...

همون حسی که می‌خوامه...

پنجشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۱۷ ب.ظ

عموی بابات با بچه‌ها و نوه‌هاش بیاد شاهرود، بگه شب شام میان خونه‌تون، بعد اصلاً حس پذیرایی (بخوانید: خاله‌بازی) نداشته باشی، بعد ته دلت بگی خدایا نمی‌شه باشه برای فردا ظهر، بعد یه ساعت مونده به موعد مقرر زنگ بزنن بگن شب خونه‌ی عموت می‌مونن فردا ظهر میان...

اصن خیلی حال خوبیه... خدا قسمتتون کنه! :دی


+ راهیابی تیم ملی به جام جهانی مبارک! (راه یافتن دیگه! نه؟! :دی)

سلام من وبلاگ زیباتو دنبال کردم شما هم لطفا وبلاگمو دنبال کن مررسی
پاسخ:
ممنونم که نوشته‌های من رو می‌خونین؛ اما - احتراماً عرض می‌کنم که - من تا به حال هیچ‌وقت هیچ‌کس رو صرفاً فقط چون من رو دنبال کرده، دنبال نکردم...

+تقریبا راه یافتن! :-)
پاسخ:
+ دستشون درد نکنه! :دی
دکتر مستجاب الدعا شدی و رو نمیکنی؟

+تقریبا میشه گفت. ولی شما  بخون صعود کردیم.
پاسخ:
من کلی کرامات دارم که هنوز رو نکردم! :))
+ فکر کن صعود نکنیم بعد همه بیان (=بیایند) بگن چشمات شور بود! :دی
سلام سال نو مبارک
برای منم پیش اومده خعععلی حس خوبیه
انگار تنها دغدغه مون مهمونیه که میخواد بیاد 
پاسخ:
سال نوی شما هم مبارک. :)
آخه مهمونیامون خیلی نمایشی شده. اصلاً روح نداره؛ فقط ظاهرش شبیه مهمونیه!!
۰۴ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۴۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
التماس دعا داریم!
پاسخ:
محتاجیم. :)
منم روز آخر آموزشی بودم در راه خونه که توی مسیر به شدت هوس ماکارونی کرده بودم! رسیدم خونه دیدم شام ماکارونی داریم! بابت همین خوب می‌فهمم اون لحظه چه حالی داشتی! D:
پاسخ:
:دی
+ دلت نخواد ما هم الان ماکارونی داریم. خیلی غذای روح‌شاد‌کنیه لامصب! ^_^
ببین دعای سفارشی قبول نمیکنی؟ :))
پاسخ:
خوشم میاد همه عاشق مهمون و مهمونی هستیم! :دی

نگارش دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی